
بهنام خسروی، نویسنده فیلمنامه «ماندالا»، پیش از ورود جدیتر به فیلمسازی کوتاه، تجربه نویسندگی رمان را نیز در کارنامه خود دارد؛ از جمله رمان «غریبستان» که نگاه داستانی و رویکرد او به مفاهیمی چون هویت، غربت و رابطه انسان با گذشته را شکل داده است.
او در فیلمنامه «ماندالا» از همان حس و نگاه روایی حاضر در آثار داستانیاش بهره گرفته و توانسته با ساختاری فشرده و نمادین، مضمون هویت و فراموشی را در قالب یک فیلم کوتاه روایت کند؛ کاری که نیازمند فشردهسازی یک ایده گسترده در قالب زمانی محدود فیلم کوتاه بود، بدون آنکه از عمق مفهومی آن کاسته شود.
به گفته خسروی، نگارش فیلمنامه «ماندالا» فرآیندی تدریجی بود که طی آن ایده اولیه داستان بارها بازنویسی شد تا به فرم فشرده و نمادین نهایی خود برسد. او در این مسیر تلاش کرد تا از توضیح مستقیم مفاهیم فاصله بگیرد و بهجای آن، از تصویر، نماد و ریتم روایت برای انتقال مضمون فیلم استفاده کند؛ رویکردی که بعدها در اجرای نهایی فیلم نیز حفظ شد.
پیوند میان تجربه رماننویسی و فیلمنامهنویسی خسروی، یکی از نکاتی است که در بررسیهای منتقدان از «ماندالا» بارها مورد اشاره قرار گرفته است. به باور برخی از آنها، نگاه ادبی خسروی به شخصیتپردازی و ساختار روایی، باعث شده «ماندالا» با وجود کوتاه بودن، از عمق روایی بیشتری نسبت به بسیاری از آثار مشابه برخوردار باشد.
خسروی در حال حاضر همچنان در دو حوزه نویسندگی داستانی و فیلمنامهنویسی فعالیت دارد و تجربه «ماندالا» را نقطه شروعی برای پروژههای بعدی خود در حوزه فیلم کوتاه میداند؛ پروژههایی که به گفته او، همچنان بر همان اصل بنیادین نوشتن او استوار خواهند بود: روایتی فشرده، نمادین و انسانی.
منبع خبر: behnamkhosravi.com